نوشته احمد خامه يار، فصلنامه ميقات حج، شماره ۸۷-۸۸، بهار و تابستان ۱۳۹۳
مقدمه
كتاب «الاشارات إلي معرفة الزيارات»، تأليف علي بن ابيبكر هروي (درگذشته 611 ق.)، صوفي و جهانگرد نيمة دوم سدة ششم هجري، از مهمترين منابع كهن مزارشناسي اسلامي به شمار ميآيد. اگر كتاب لطائف الأذكار تأليف ابن مازه (درگذشته 566 ق.) را كه اخيراً به كوشش آقاي رسول جعفريان منتشر شده و بيشتر به يك سفرنامه و مناسكنامه حج نزديك است، استثنا كنيم، كتاب اشارات هروي را ميتوانيم نخستين منبع موجود به شمار آوريم كه به معرفي زيارتگاههاي جهان اسلام ميپردازد.
اين كتاب براي نخستين بار به كوشش ژانين سوردل ـ تومين، مصحّح و شرقشناس زن فرانسوي، به صورت مناسبي تصحيح انتقادي شده و «المعهد الفرنسي للدراسات العربية بدمشق» (= پژوهشكده فرانسوي مطالعات عربي در دمشق) آن را در سال 1953 ميلادي منتشر كرده است. يك بار نيز به كوشش دكتر علي عمر، استاد تاريخ و تمدن اسلامي در دانشگاه منيا در مصر، بر اساس تصحيح ژانين سوردل ـ تومين، از سوي مكتبة الثقافة الدينيه در قاهره، در سال 1423 ق. / 2002 م منتشر شده است.
ابوالحسن علي بن ابيبكر بن علي هروي، در اصل هراتي است اما زادة موصل و ساكن حلب بوده و بخش قابل توجهي از عمر خود را به مسافرت سپري كرده است. ابن خلكان دربارة وي مينويسد: «...طاف البلاد وأكثر من الزيارات، وكاد يطبق الأرض بالدوران، فإنه لم يترك براً و لا بحراً و لا سهلاً و لا جبلاً من الأماكن التي يمكن قصدها ورؤيتها إلاّ رآه، ولم يصل إلى موضع إلا كتب خطه في حائطه، ولقد شاهدت ذلك في البلاد التي رأيتها مع كثرتها...»
او علاوه بر كتاب اشارات، آثار ديگري نيز داشته كه گويا به دست ما نرسيده است. ابن خلكان براي وي كتاب «الخطب الهروية» را ذكر كرده است و خود او در پايان كتاب اشارات، از تأليف ديگرش با عنوان «منازل الارض ذات الطول والعرض» ياد ميكند...»
هروي در مقدمه كتاب خود، انگيزه نگارش آن را چنين بيان ميكند كه: «فإنه سألني بعض الإخوان الصالحين والخلان الناصحين أن أذكر له ما زرته من الزيارات، و ما شهدته من العجائب والأبنية و العمارات، و ما رأيته من الأصنام والآثار والطلسمات في الربع المسكون والقطر المعمور...»
كتاب اشارات هروي تصور عام و كلي از زيارتگاههاي موجود در بسياري از سرزمينهاي جهان اسلام، به ويژه مناطق مركزي آن شامل شام، جزيره، عراق، مصر و شبه جزيره عرب به دست ميدهد و بيشتر اطلاعاتِ ارائه شده در آن نيز در ساير منابع تاريخي به چشم نميخورد. از اينرو، در پژوهشهاي مرتبط با موضوع زيارتگاههاي اسلامي از اهميت خاص و منحصر بهفردي برخوردار است.
هروي همچنين بخشي از كتاب خود را به توصيف مساجد مقدس و اماكن متبركة حرمين شريفين اختصاص داده است. اگرچه اطلاعات وي در اين زمينه بسيار موجز و خلاصه است، اما با توجه به اينكه كتاب الاشارات يك منبع كهن و در عين حال تخصصي به شمار ميآيد، ميتوان براي اطلاعات ارائه شده در آن، ارزش ويژهاي قائل شد.
با اين حال بايد توجه داشت اطلاعاتي كه هروي در كتاب خود ثبت كرده، مبتني بر مشاهدات و خاطراتي است كه مدتها پس از سفرهاي خود به رشته تحرير درآورده است. بنابراين، خالي از لغزشها و بيدقّتيهاي ناشي از فراموشي در نتيجة گذر زمان نيست؛ زيرا همانگونه كه خوداشاره كرده است، در يكي از سفرهايش، در هنگام حركت از جزيرة سيسيل به دريا افتاد و كتابهايش غرق شد و آب دريا متن بخش باقيمانده از آن را نيز محو كرد.
در واقع هروي نسبت به ثبت اندازهها و مشخصات بسياري از مكانهايي كه از آنجا ديدار كرده، اهتمام داشته و به گفتة وي، محيط مدينه، مكه، مسجدالحرام و ستونهاي آن و همچنين مسجد جامع دمشق و بيتالمقدس و برج داود و كليساي قُمامه (يا كليساي قيامت در قدس) و اياصوفيا در استانبول و نيز ارتفاع چاههاي مشهور مكه را اندازهگيري كرده بود. اما پس از غرق شدن كتابهايش در دريا، از ثبت و ضبط اين اندازهها درمانده و ناتوان ماند.
ما در اين نوشتار، به بيان و توصيف اماكن مقدس و زيارتگاههاي مكة مكرمه و مدينة منوره و برخي توابع آن، بر اساس كتاب اشارات هروي پرداختهايم. براي اين منظور، اطلاعات وي در اين زمينه را به صورت موضوعي دستهبندي كرده و در چند محور، شامل كعبه و مسجدالحرام، اماكن و زيارتگاههاي مكه، نقاط اطراف مكه و ميان مكه و مدينه، مسجدالنبي، اماكن و زيارتگاههاي مدينه، و در پايان، اُحُد و ساير اماكن حجاز ارائه دادهايم.
كعبه و مسجدالحرام
هروي سخن خود دربارة مكه را با بيان تاريخچه و توصيف كعبه و مسجدالحرام آغاز ميكند. او در مورد ابعاد كعبه در زمان ساخت آن به دست حضرت ابراهيم7 ، اينگونه مينويسد:
ارتفاع: 9 ذراع؛ طول ضلع از ركن حجرالأسود تا ركن شمالي: 32 ذراع؛ طول ضلع غربي: 31 ذراع؛ طول ضلع از ركن حجرالأسود تا ركن جنوبي آن: 32 ذراع؛ طول ضلع شمالي: 30 ذراع؛ و محيط آن: 105 ذراع.
و آنگاه ميافزايد: «كعبه به همين شكل باقي بود تا اينكه در زمان پيامبرخدا (ص) قريش آن را تخريب نموده، به هنگام بازسازي، كوچكتر از بناي اوليهاش ساختند؛ به طوري كه مقدار 5/6 ذراع، بيرون كعبه باقي ماند. آنها همچنين 9 ذراع به ارتفاع كعبه افزودند و ارتفاع آن به 18 ذراع رسيد.
به گفتة هروي، در ساخت و ساز كعبه، يك رديف چوب و يك رديف سنگ به كار رفته بود؛ بهگونهاي كه در هر رديف چوبي، 15 قطعة چوب و در هر رديف سنگي، 16 بلوك سنگي استفاده شده بود.
وي در ادامه، تاريخچة مختصري از كعبه را به شرح زير بيان ميكند:
«در دوران جاهليت، در خانة كعبه تصاوير فرشتگان، پيامبران و درختان و تصوير حضرت ابراهيم7 كه بتهايي در دست او بود و تصوير عيسي بن مريم و مادرش وجود داشت. پس از فتح مكه، به دستور پيامبرخدا(ص) همه تصاوير، به جز تصوير حضرت مسيح و مادرش را از بين بردند. همچنين در داخل كعبه دو شاخ قوچ كه حضرت ابراهيم7 قربانياش كرد، آويزان شده و تا دورة ابن زبير به همان صورت باقي بود؛ اما در آن زمان در آتشسوزي كعبه از ميان رفت.
زماني كه ابن زبير كعبه را بازسازي كرد، حجر اسماعيل را به داخل كعبه وارد كرد و عرض كعبه افزايش يافت. براي همين ابن زبير 9 ذراع ديگر به ارتفاع كعبه افزود و ارتفاع آن به 27 ذراع رسيد و بدين ترتيب ديوار كعبه از 27 رديف سنگي تشكيل شده بود. او ديوار كعبه را به عرض 2 ذراع ساخت و دو در، يك در از شرق و يك در از غرب، براي كعبه گشود. براي هر يك از اين درها نيز دو مصراع ساخت كه طول آنها 11 ذراع بود.
حجّاج بن يوسف پس از كشتن ابن زبير، بخشي از كعبه را كه وي از حجر اسماعيل به كعبه افزوده بود، خراب كرد و با سنگهاي آن خانة كعبه را سنگفرش كرد و كف آن را به مقدار 5/4 ذراع، از كف مسجد بالاتر برد. حجاج همچنين در غربي كعبه را مسدود كرد كه عتبه آن تا زمان هروي به شكل اوليه آن باقي بوده است. او براي در ديگر نيز دو مصراع جديد، هر يك به طول 5/6 ذراع ساخت كه تا زمان هروي باقي بوده است.
ديگر ابعاد مسجدالحرام نيز چنين بوده است:
محيط كعبه: 93 ذراع؛ محيط حجر: 56 ذراع؛ فاصلة ميان حِجر و ركن: 5/6 ذراع، محيط گنبد زمزم: 69 ذراع؛ محيط گنبد شراب: 62 ذراع؛ محيط سقاية العباس: 67 ذراع؛ و محيط مسجد الحرام: 1840 ذراع.
تعداد درهاي اصلي حرم نيز 22 در، و با احتساب درهاي كوچك، 36 در بوده است.
به نوشتة هروي، مهمترين آثار موجود در مسجدالحرام عبارت بوده است از: محل تولد حضرت علي7 در كعبه، مقام و قدمگاه ابراهيم7 ، حجرالاسود، چاه زمزم، گنبد شراب، سقاية عباس؛ و دو ستون سبز.
او همچنين با بهكار بردن تعبير «قيل» (گفته شده)، اشاره كرده است كه قبر اسماعيل و هاجر در حِجر، و قبر صالح7 و كساني كه به وي ايمان آوردند در فاصلة ميان حِجر و دارالندوه و قبور هفتاد تن از پيامبران از جمله هود، صالح و اسماعيل، بين چاه زمزم و ركن قرار دارد.
اماكن و زيارتگاههاي مكه مكرمه
خانههايي كه هروي در مكه نام برده است، عبارتاند از:
دارالمشاوره، دارالعباس، دارالخيزران، خانة ابوبكر (كه در زمان هروي «دار الضرب» بوده است)؛ و خانة امام جعفر صادق(ع) در ثنيه.
او همچنين از خانههايي كه محل ولادت شخصيتهاي مقدس مسلمانان بوده، ياد كرده است: محل ولادت پيامبر خدا (ص) در شعب بنيهاشم، محل ولادت ابوبكر در «باب المسفله» و محل ولادت عمر بن خطّاب در مقابل آن، محل ولادت عايشه، محل ولادت و خانة حضرت فاطمه3 و محل ولادت خديجه بنت خويلد و اين همان خانهاي بوده است كه پيامبر(ص) تا زمان هجرت خود در آنجا اقامت كرد و فرزندان ايشان از خديجه به دنيا آمدند و خديجه در آن از دنيا رفت و در زمان هروي به مسجد تبديل شده بود.
هروي در ادامه، مساجد و ديگر اماكن مرتبط با پيامبر اسلام (ص) در مكه را چنين برشمرده است:
1. مسجد الجنّ در بالاي مكه، كه در آن جنّيان با پيامبر (ص) بيعت كردند.
2. مسجد شجره، كه گويند پيامبر (ص) در آنجا درختي را فراخواند و آن درخت به نزد ايشان آمد و بازگشت.
3. مسجد فتح در سوق الغنم، كه مردم در روز فتح مكه در آنجا با پيامبر بيعت كردند.
4. مسجدي در ذيطوي كه رسول خدا (ص) در آن نماز گزارد.
5. مسجدي كه براي عمره احرام ميبندند.
6. مسجد تنعيم.
7. مسجد حديبيه: محلي كه (صدّ النبي) .
8 . تكيهگاه پيامبر(ص) در باب الجياد.
9. سنگي در ديوار، در مقابل خانة ابوبكر، كه گفتهاند پيامبر(ص) بر آن تكيه داده بود.
در مسير عمره نيز مسجد مرسلات و مسجد عايشه قرار داشته است. او دربارة مسجد مرسلات توضيح داده است كه در آن سنگي وجود دارد كه پيامبر(ص) بر آن نشسته است. (ص 88)
علي بن ابيبكر هروي، از شخصيتهاي زير به عنوان «افراد مدفون در مكه» ياد كرده است:
عبدالمطلب بن هاشم، قاسم فرزند پيامبر(ص) ، خديجه بنت خويلد، عبدالله بن زبير، سهلبن حُنيف، اسماء بنت ابيبكر (كه به قولي در مدينه درگذشته است)، عبدالرحمان بن ابيبكر، عبدالله بن عمر، طاووس بن كيسان، فضيل بن عياض، احمد بن علي علبي (در كنار فضيل ابن عياض)، ابوعبيد قاسم بن سلام، محمد كناني، عبدالله بن عبيد بن عمر، مجاهد بن جبير، عطاء بن ابيرباح، سفيان بن عُيينه، آجري و بسياري ديگر از اوليا و صالحاني كه به جهت اختصار، از ذكر آنها خودداري كرده است. (صص 88 و 89)
او همچنين از چاههاي آب كه در پي ميآيد، به عنوان چاههايي كه زيارت ميشده، ياد كرده است:
چاه آدم7 در ابطح، چاه ابراهيم7 در مكه، و بئر ميمون نزديك مكه كه در آنجا قبر خليفه عباسي منصور قرار دارد. (ص 89)
اما توضيحات هروي دربارة كوههاي مكه و برخي اقوال دربارة آن، به شرح زير است:
1. كوه ابوقبيس، كه كوه صفا بخشي از آن به شمار ميآيد، گفته ميشود قبر آدم در آن است؛ و به قولي قبر آدم نزديك منارة مسجد خَيف است و نيز گويند قبر شيث در غاري در ابوقبيس است و در همين كوه مسجد ابراهيم خليل7 قرار دارد.
2. كوه قُقَيقُعان، كه كوه مروه بخشي از آن به شمار ميآيد. گفته ميشود سنگهاي كعبه را از اين كوه، و به قولي از كوه حِرا و ثَبير، و به قول ديگري از هر هفت كوه مكه آوردهاند.
3. كوه حِرا، كه پيامبرخدا(ص) در آن عبادت ميكرد.
4. كوه ثور، كه غار محل پنهان شدن پيامبر(ص) و ابوبكر در آن قرار دارد.
5. كوه ثَبير كه آن را زيارت ميكنند. (ص88)
اماكن اطراف مكه و ميان مكه و مدينه
هروي در كتاب خود (ص 84) با ايجاز و اختصار، به برخي اماكن مقدس اطراف مكه اشاره ميكند كه عبارتاند از:
كوه و سرزمين عرفات، كه به گفته وي جزو حرم نيست و در اراضي آن قبر عبدالله بن عامر قرار داشته و تا آن زمان از بين رفته بوده است؛ «مازمَين»، كه انتهاي آن به عَرَفه منتهي ميشود؛ وادي الجمار؛ مُزدلِفه و مشعر الحرام.
او دربارة ارتباط اين اماكن با آدم و حوا به باورهايي اشاره ميكند كه بر اساس آن، آدم و حوا در مشعرالحرام به يكديگر رسيدند و در مزدلفه حوا به آدم نزديك شد و در عرفه با يكديگر آشنا شدند. سپس ميافزايد كه به قولي، آدم در هند و حوّا در جدّه هبوط كردند.
هروي مساجد زير را در شمار مساجد مِنا ياد ميكند:
مسجد خَيف، مسجد جَمره، مسجد عايشه و مسجد ذبح اسماعيل؛ و البته به قولي حادثه ذبح اسماعيل در شِعب ثَبير ـ از كوههاي منا ـ رخ داده است. او همچنين از قبر ميمونه همسر پيامبر(ص) در منطقة «سَرِف» ياد ميكند.
اما اماكن و زيارتگاههاي واقع در ميان مكه و مدينه، كه در اين كتاب به آنها اشاره شده است، عبارتاند از:
ـ قبر آمنه مادر پيامبر(ص) و قبر عبدالله بن امام جعفر صادق(ع) در «اَبواء».
ـ قبر قاسم بن محمد بن ابيبكر؛ خيمه اممعبد عاتكه بنت خالد، كه پيامبر(ص) و ابوبكر در مسيرشان به مدينه، در آنجا اقامت نمودند.
ـ غدير خُم، كه هروي آن را محل عقد اخوّت ميان پيامبر(ص) با امام علي(ع) دانسته است.
ـ بدر و حنين كه محل وقوع دو غزوه از غزوههاي پيامبر(ص) است.
ـ جبل الملائكه، كه گويند خداوند در روز بدر، از ناحية اين كوه ملائكه را براي ياري پيامبر(ص) فرستاد و به گفتة هروي صداي طبل تا زمان وي از آن كوه شنيده ميشود.
ـ كوه ريحانه و وادي الفَزَع، كه از منزلگاههاي حاجيان است و قبر عروة بن زبير در آنجا قرار دارد.
ـ چاه علي بن ابيطالب(ع) نزديك مدينه، كه گفته ميشود آن حضرت در آنجا با جنّيان جنگيد.
توصيف مسجدالنبي
علي بن ابيبكر هروي بيان زيارتگاههاي مدينه را با توصيف مسجدالنبي آغاز ميكند. او اشاره ميكند كه در حجرة پيامبر (ص) ابوبكر و عمر نيز مدفوناند و در كنار حجره، روضة فاطمه3 و ستون مخلّقه قرار دارد. بخشي از حجرة نبوي نيز كه بيرون آمدگي دارد و به نام «خنساء» شهرت يافته، گفته ميشود محل چاه آبي است كه بر در حجرة عايشه قرار داشته و براي همين به شكل برجسته و بيرون آمده است.
او در ادامه به بيان تاريخچه و توصيف مختصر منبر پيامبر خدا(ص) ميپردازد و سخن وي در اين باره بدين شرح است:
منبر از جنس چوب طَرفاء (كه گويند همان عنبر است) بوده و چيزي جز آثار آن باقي نمانده است. منبر رسول الله (ص) درون منبر فعلي قرار دارد و منبر فعلي ـ كه گفته ميشود آن را معاويه ساخته ـ پوشش بيروني آن است. منبر حضرت رسول (ص) سه پله داشته و منبر جديد (بدون احتساب پلههاي افزوده شده به آن) پنج پله دارد. طول منبر با پلههاي افزوده شده 5 ذراع كامل است و بدون احتساب آن 4 ذراع كامل است. ارتفاع منبر 4 ذراع و ارتفاع محل بالا رفتن از آن 3 ذراع، و عرض درِ آن يك ذراع و جايگاه نشستن در آن يك ذراع و يك سوم است.
هروي ابعاد حجرة پيامبر (ص) را چنين بيان ميكند:
محيط حجره 5/58 ذراع، و طول اضلاع آن 15، 5/17، 14 و 12 ذراع است. مساحت روضة حضرت فاطمه (س) دو ذراع و ربع در دو ذراع و ربع است، و فاصله آنجا تا سر حجره تا «جبّانه» 40 ذراع، و فاصله جبّانه تا منبر 15 ذراع، و فاصله ستون مخلّقه تا جبّانه 20 ذراع است.
در اين كتاب ابعاد تقريبي مسجدالنبي چنين ذكر شده است:
طول ضلع جنوبي: 170 ذراع، طول ضلع شمالي: 173 ذراع، طول ضلع شرقي: 262 ذراع و طول ضلع غربي: 255 ذراع.
تعداد طاقگانهاي مسجد نيز شامل 19 طاقگان در شرق، 19 طاقگان در غرب، 11 طاقگان در جنوب، 11 طاقگان در شمال، و در مجموع 60 طاقگان بوده است.
اسامي درهاي مسجدالنبي نيز باب البقيع، باب جبرئيل، باب الاستاذين، باب الخشيه، باب الرحمه و باب الخوخه بوده است.
اماكن و زيارتگاههاي مدينة منوّره
هروي در آغاز سخن خود در باب زيارتگاهها، از مساجد زير ياد كرده و براي برخي توضيحات مختصري ارائه كرده است:
ـ مسجد فتح، كه گفته ميشود پيامبر(ص) در روز خندق در آنجا، در محل ستون روي كوه، دعا كرد و دعاي وي مستجاب شد.
ـ مسجد قبلتين، كه پيامبر(ص) در آنجا پس از هفده ماه نماز خواندن به سمت بيتالمقدس، در سال دوم هجري به سمت كعبه توجّه نمود.
ـ مسجد بنوظفر، كه به گفتة هروي در آن سنگي وجود دارد كه پيامبر(ص) بر آن نشسته است و هر زني كه به آساني نميتواند باردار شود، روي آن مينشيند و باردار ميشود؛ و اين امر در مدينه مشهور است.
ـ مسجد بنيحارثه، مسجد بنيالحارث بن خزرج و مسجد بنيبياضه.
اما خانههاي تاريخي مدينه كه هروي به آنها اشاره كرده، عبارتاند از:
دارالشفا، خانة ابوبكر، خانة عمر، خانة عثمان، خانة علي(ع) ، «مكتب» امام حسن و امام حسين(ع) ، خانة عباس، خانة حمزه، خانة صفيّه عمة پيامبر خدا(ص) ، خانة بلال، خانة انس بن مالك، خانة عبدالله بن عمر، و خانههاي طلحه، زبير، سعد و سعيد.
هروي پس از بيان مساجد و خانههاي مدينه، به قبرستان بقيع ميپردازد و پس از اشاره به اينكه نخستين شخص مدفون در بقيع ابو امامه و به قولي عثمان بن مظعون بوده است، از گنبد عباس عموي پيامبر(ص) ياد ميكند و اسامي چهار امام شيعه؛ يعني امام حسن مجتبي، امام زينالعابدين، امام محمد باقر و امام جعفر صادق: ، كه در كنار عباس به خاك سپرده شدهاند، نام ميبرد و به محل ولادت و عمر هر يك از آنها اشاره ميكند.
او سپس به بيتالاحزان فاطمه3 اشاره ميكند و سه قول در باب مدفن ايشان بيان ميكند:
قول اول بيتالأحزان، و قول دوم آن است كه وي در گنبد عباس كه قبر فرزندش امام حسن7 نيز در آن واقع است، دفن گرديد؛ و قول سوم آن است كه ايشان در خانة خود، كه در آن وفات يافته، به خاك سپرده شده است. او پس از بيان اين اقوال عبارت «والله اعلم» را بهكار ميبرد.
هروي سپس تعدادي از صحابه، تابعين و علماي مدفون در بقيع را نام ميبرد كه عبارتاند از:
عبدالله بن عباس، صفيّه عمة پيامبر، همسران پيامبر(ص) (كه در جاي ديگري از كتاب خود (ص 14) اسامي آنها را عايشه، حفصه، امسلمه، امّحبيبه، زينب بنت جحش، صفيه و امايمن ذكر كرده است)، ابراهيم فرزند رسول الله9 ، عثمان بن عفان، مالك بن انس، اُبيّ بن كعب، اُسيد بن حُضير، اويس بن خولي، ارقم، بَراء بن معرور، جابر بن عبدالله انصاري، جُبير بن مُطعِم، حاطب بن ابيبَلتَعه، زيد بن ثابت، زيد بن خالد جُهَني، مغيرة بن اخنس بن شريق، صهيب رومي، مقداد بن اسود، محمد بن مسلمه، ابوالهيثم بن تيهان، عبدالرحمان بن حارث، عبدالرحمان بن عوف زُهري، سعد بن ابيوقّاص، سعيد بن زيد (از عشرة مبشّره)، معاوية بن معاوية ليثي، سلمة بن اكوع، عُمير بن سعد، محمد بن منكدر، ابن امّمكتوم، عَتّاب بن اَسيد (كه به قولي در طائف كشته شد)، نوفل بن معاويه، جعفر بن محمد حنفيّه، عبدالله بن ابياوفي، عبدالله بن مسعود، سعيد بن مسيّب، قيس بن سعد، عبدالله بن سلام، صفوان بن سليم، عبدالله بن عبدالعزيز عُمري، سعيد بن ابراهيم بن عوف، عبيدالله بن عبدالله بن عُتبة بن مسعود، ابوطلحه زيد (كه به قولي در يكي از جزاير دريا درگذشت)، ابوسفيان بن حارث برادر رضاعي پيامبر(ص) ، عمرو بن امّكلثوم، ابوقتادة بن ربعي، و بسياري ديگر از صحابه و تابعين كه قبور برخي از آنان شناخته شده و قبور ديگران ناشناخته است.
او همچنين با اشاره به اينكه مالك بن انس به قولي از ابدال اربعين بوده، نوشتة روي قبر وي را بدين شرح بازخواني كرده است:
«بسم الله الرحمن الرحيم. كلّ نفسٍ ذائقة الموت (تا آخر آيه). هذا قبر مالك بن أنس بن عامر الاصحبي من بني تميم بن مرّة من قريش عاش خمساً وثمانين سنة توفي سنة تسع وسبعين ومائة ودُفن بالبقيع».
ديگر اماكني كه هروي به وجود آنها در مدينه اشاره كرده است، عبارتاند از:
ـ قبر عبدالله پدر پيامبر(ص) در دار النابغه، (ص 93)
ـ قبر حكيم بن حزام در «بلاط الفاكهه»، (ص 94)
ـ قبر عروة بن زبير در روستايي نزديك مدينه، (ص 94) كه پيشتر محل آن را واديالفَزَع ذكر كرده است،
ـ مسجد قبا، وچاه آبي كه پيامبر در آن آب دهان خود را انداخت وآب آن شيرين شد. (ص95)
اُحُد و ساير اماكن حجاز
از ديگر اماكن متبركه و زيارتي نزديك مدينة منوره، «اُحد» است كه هروي درباره آن مينويسد:
«كوه احد در شمال مدينه و نزديكترينِ كوهها به اين شهر است و در آن واقعة اُحد رخ داد و هم در آنجا مدفن حمزه، عموي پيامبر خدا(ص) و عبدالله بن جحش در يك قبر واحد، و تعداد هفتاد تن از شهدايي كه با وي شهيد شدند، مانند مصعب، سعد بن ربيع، عبدالله ابن حرام، وهب بن قابوس مُزَني، حنظلة بن ابيعامر، عمرو بن جموح، انس بن نضر و ابوالدحداح قرار دارد... و در احد غاري كه پيامبر در آنها ايستاد وجود دارد.» (ص 95)
هروي همچنين از برخي منزلگاههاي حاجيان در مسير عراق به حجاز ياد ميكند، از جمله:
عُذَيب كه در آن قبر حَصين بن وَحوَح انصاري قرار دارد؛ مسجد سعد بن ابيوقاص؛ و رَبَذه كه در آن قبر ابوذر غِفاري و قبر همسرش قرار دارد. (ص 84)
او همچنين اشاره كرده است كه در مسير مدينه تا تبوك، هفده مسجد منسوب به پيامبر(ص) وجود دارد كه معروف و شناخته شده است؛ و در تبوك نيز ديواري است منسوب به پيامبر9 (ص96)
در پايان، گفتني است هروي در جايي كه از مزار منسوب به محمد حنفيه در جزيرة خارك سخن گفته(ص 83)، مدفن صحيح وي را شهر طائف دانسته و سپس از ديگر شخصيتهاي مدفون در طائف ياد ميكند كه عبارتاند از:
عبدالله بن عباس، عبدالله بن حارث، جُليحه، حباب بن جبير، حارث بن عبدالله بن اوس، سهل بن ابيصعصعه، منذر بن عبدالله انصاري، قثم بن ثابت، و به قولي سعد و سعيد (كه در جاي ديگري از كتاب خود (ص 81)، آنها را دو تن از صحابه پيامبر(ص) دانسته است كه البته به قول ديگري نيز در عقيق از دنيا رفتهاند، اما به قول صحيحتر در مدينه مدفون اند).
. وفيات الاعيان، ابن خلّكان، ج3 ، ص346
. وفيات الاعيان، ابن خلّكان، ج3 ، ص347
. الاشارت الي معرفة الزيارات، ص100
. الاشارت الي معرفة الزيارات، ص2