پس از تخريب زيارتگاههاي بزرگ و مورد احترامي همچون مزار حضرت يونس (ع)، مزار جرجيس پيامبر (ع) و مزار شيث نبي (ع) در موصل، و بناهاي آرامگاهي نفيس و ارزشمندي همچون مزار يحيي بن قاسم و مزار عونالدين بن حسن (ع) در همين شهر، و مزار منسوب به زينب دختر امام علي (ع) در سنجار، و مزار اربعين در تكريت، نوبت به زيارتگاه مهم ديگري در شهر «دور» رسيد كه از ارزشمندترين بناهاي آرامگاهي كهن اسلامي ـ نه تنها در عراق، بلكه در سطح جهان اسلام ـ به شمار ميآيد؛ تا در كمال تأسف، نيروهاي دولت غير اسلامي داعش، در پنجشنبه شب هفته گذشته ـ ۲ آبان ۱۳۹۳ ـ دست به انفجار و تخريب آن بزنند.
براي نشان دادن اهميت تاريخي اين زيارتگاه، در اين يادداشت به معرفي اجمالي آن ميپردازيم:
بناي تخريب شده، زيارتگاهي است واقع در شهر «دور» (در حدود ۴۰ كيلومتري شمال شهر سامرا)، كه به نام «امام محمد دوري» شناخته ميشود. بر اساس كتيبهاي كه در اين بنا وجود داشته است، اين زيارتگاه به دستور امير شرفالدوله مسلم بن قريش عُقَيلي (امارت: ۴۵۳-۴۷۸ق)، امير شيعه مذهب منطقه «جزيره» (امروزه شامل سرزمينهاي شمال عراق و شمال شرقي سوريه و جنوب تركيه)، ساخته شده است؛ و پس از قتل وي، دو برادر به نامهاي ابوالفتح طاهر بن علي (درگذشته ۴۸۶ق) و ابوالمحاسن عبدالجليل بن علي دهستاني (مقتول در ۴۹۴ق)، ساخت زيارتگاه را ادامه دادهاند؛ تا اينكه ساختمان آن به دستور «خطيرالملك ابومنصور محمد بن حسين ميبدي»، وزير سلطان محمد و بركيارق سلجوقي، به پايان رسيده است.[۱]
كتيبه ديگري از سال ۸۷۱ق، اين زيارتگاه را مدفن محمد فرزند امام موسي كاظم (ع)، كه به «محمد عابد» شهرت داشته است، معرفي ميكند. با اين حال، با توجه به اينكه در منابع معتبر تاريخي، هيچ اشارهاي به چگونگي و محل وفات و دفن محمد عابد نشده است، و با توجه به اينكه زيارتگاههاي مشهور و كهن ديگري نيز از جمله در شيراز به وي منسوب ميباشد، بنابراين نميتوان به طور قطع و يقين گفت كه اين زيارتگاه مدفن نامبرده است.
برخي از پژوهشگران عراقي از جمله يونس السامرائي احتمال دادهاند كه اين زيارتگاه مدفن شخصي به نام ابوالطيّب محمد بن فرّخان بن روزبه دوري (زنده در ۳۵۹ق) ـ از رجال نه چندان مشهور و مطرح قرن چهارم هجري ـ است[۲] كه خطيب بغدادي در تاريخ خود زندگينامه مختصري از وي آورده است.[۳] اما باستانشناس عراقي، علاءالدين احمد العاني، تعلق اين زيارتگاه را به ابوالطيب دوري منتفي ميداند[۴]؛ چرا كه به گفته ياقوت حموي، چندين جا به نام «دور» وجود داشته است كه يكي از آنها، «دور تكريت» (يعني همين «دور» مورد نظر ما) است كه به تكريت نزديكتر بوده، و مكان ديگر، «دور عربايا» است كه به سامرا نزديكتر بوده و به دور «سامرا» نيز شناخته ميشده است[۵] و ابوالطيّب محمد بن فرّخان دوري منسوب به همين دور بوده است.[۶]
بنابراين، با توجه به انتساب ابوالطيب دوري به دور سامرا نميتوان اين زيارتگاه را، كه در واقع در «دور تكريت» قرار دارد، مدفن شخص ياد شده دانست. ضمن آنكه نميتوان پذيرفت كه مسلم بن قريش عُقيلي با علايق شيعي آشكاري كه داشته است[۷]، اقدام به ساخت چنين آرامگاه باشكوهي براي يك شخصيت درجه چندم اهل سنّت نمايد.
پس بايد چنين فرض نمود كه اين زيارتگاه در اصل منسوب به فرزند امام هفتم (ع)، و يا مدفن يكي از نوادگان ايشان، و يا شايد يكي ديگر از سادات و امامزادگان بوده است كه امير شرفالدوله مسلم بن قريش با هدف بزرگداشت و احترام آن، ساخت اين بناي باشكوه را بر فراز قبر وي آغاز كرده است و پس از وي، ديگر صاحب منصبان و رجال سياسي دوره سلجوقي، ساختمان آن را تكميل كردهاند.
ساختمان زيارتگاه به شكل اتاق مربّعي از خشت و آجر بوده است كه طول هر ضلع آن از داخل حدود ۷ و از بيرون حدود ۱۱ و ارتفاع تقريبي آن ۱۳ متر بوده است. بدنه گنبد مضرّس زيارتگاه نيز حدود ۵/۹ متر ارتفاع داشته است و در مجموع ارتفاع كل بنا به ۵/۲۲ متر ميرسيده است. داخل بنا نيز دو محراب كمعمق وجود داشته و تزئيناتي به شكل ستاره و ديگر اشكال هندسي زينتبخش ديوارهاي آن از داخل بوده است.[۸]
زيارتگاه «دور»، از كهنترين بناهاي آرامگاهي در عراق، و گنبد آن، نخستين و كهنترين نمونه از گنبدهاي «مضرّس» ـ كه تا كنون / تا چند روز پيش باقي مانده بود ـ به شمار ميآيد / ميآمد. بيترديد تخريب و نابودي اين زيارتگاه، فاجعه ديگري در حق ميراث اسلامي است كه به هيچ وجه قابل جبران نخواهد بود.
[۱] براي آگاهي بيشتر از متن كتيبهها و تحليل محتواي آنها، ر.ك: المشاهد ذات القباب المخروطة في العراق، علاءالدين احمد العاني، بغداد: ۱۹۸۲، ص ۴۶ و ۴۷٫
[۲] ر.ك: المشاهد ذات القباب المخروطة في العراق، ص ۴۵ (به نقل از تاريخ الدور تأليف يونس السامرائي).
[۳] خطيب بغدادي در شرح حال وي آورده است: محمد بن فرّخان بن روزبه، ابوالطيب دوري، از دور سامرا و معروف به «فرُّخاني» است. او به بغداد آمد و با صوفيان و اهل حديث نشست و برخاست داشت. در بغداد به نقل از پدرش و ابوخليفه فضل بن حباب و ديگران احاديث ناشناختهاي را روايت ميكرد و در نقل حديث ثقه و مورد اطمينان نبود. او همچنين با تعدادي از صوفيان مانند جنيد، ابن عطاء و حريري ديدار داشت و از آنان حكايتهاي صوفيانهاي را نقل ميكرد. ر.ك: تاريخ بغداد، ج ۴، ص ۲۸۱-۲۸۲٫
[۴] المشاهد ذات القباب المخروطة في العراق، ص ۴۵٫
[۵] معجم البلدان، ياقوت حموي، ج ۲، ص ۴۸۱٫
[۶] معجم البلدان، همانجا؛ تاريخ بغداد، همانجا. خطيب بغدادي از دور سامرا به نام «دور عربان» ياد كرده است.
[۷] گفتني استرفات مسلم بن قريش را در سال ۶۵۰ق، يعني پس از گذشت نزديك به دو قرن از كشته شدن وي در حلب، از مقبرهاش در اين شهر، به آستانه امام حسن عسكري (ع) در سامرا منتقل كردند. ر.ك: اعلام النبلاء بتاريخ حلب الشهباء، محمد راغب الطباخ الحلبي، ج ۱، ص ۳۱۵٫
[۸] علاءالدين احمد العاني شرح مفصلي از معماري بنا و جزئيات آن ارائه داده است. ر.ك: المشاهد ذات القباب المخروطة في العراق، ص ۵۱ و ۵۲٫