ابوسلمة بن عبدالاسد مخزومي: پسر عمّه و جانشين پيامبر(ص) در مدينه، از مجروحان اُحد
عبدالله بن عبدالاسد بن هلال
[۱]، مشهور به كنيهاش ابوسلمه
[۲] از تيره بنيمخزوم* قريش است.
[۳] مادرش برّه دختر عبدالمطلب عمه رسول(ص) خدا بود.
[۴] از آنجا كه ثُوَيبه* كنيز ابولهب، پيامبر، حمزه و ابوسلمه را شير داده بود، آنان برادر رضاعي يكديگر نيز شمرده ميشدند.
[۵] وي از اندك كساني بود كه هنگام بعثت نوشتن ميدانستند.
[۶]وي در دار ارقم يا بر پايه گزارشي ديگر، پيش از آن به اسلام گرويد.
[۷] او را يازدهمين
[۸] مسلمان دانستهاند. وي همراه چند نفر نزد رسول خدا(ص) رفت و پس از شنيدن آياتي از قرآن اسلام آورد.
[۹] او و همسرش امّ سلمه كه پس از شهادت شوهرش همسر پيامبر(ص) شد
[۱۰]، از نخستين مهاجران به حبشه در سال پنجم ق. بودند.
[۱۱] آنگاه كه از حبشه به مكه بازگشتند
[۱۲]، ابوطالب او را در پناه خود گرفت
[۱۳] و از سپردنش به بنيمخزوم خودداري كرد.
[۱۴] گزارشي نيز از هجرت ديگر بار او به حبشه در دست است.
[۱۵]در صحابه ابوسلمه نخستين كسي است كه به يثرب هجرت كرد.
[۱۶] زمان اين هجرت را يك سال پيش از بيعت عقبه دوم به
سال ۱۳ بعثت دانستهاند.
[۱۷] او را به سبب هجرت به حبشه و مدينه، «ذو هجرتين» ناميدهاند.
[۱۸] برخي هجرتش به يثرب را همراه همسرش ام سلمه و برخي به تنهايي دانستهاند.
[۱۹] گزارش دوم از اين جهت درست به نظر ميرسد كه در مسير، مرداني از تيره بنيمخزوم، بنيمغيره، همسرش ام سلمه و فرزندش سَلَمه
[۲۰] را از او جدا كردند و تا نزديك يك سال آنان نتوانستند به ابوسلمه در يثرب بپيوندند.
[۲۱]ابوسلمه پس از هجرت در محله قبا به منزل مبشر بن عبدالمنذر از بنيعمرو بن عوف وارد شد.
[۲۲] در پيمان برادري، رسول خدا(ص) او را با سعد بن خيثمه* از تيره بنيعمرو بن عوف برادر كرد.
[۲۳] ابوسلمه و همسرش در زمينهايي ساكن شدند كه پيامبر(ص) براي اسكان او و مهاجران نزديك محله بنيعبدالعزيز تعيين كرد.
[۲۴] آنان بعدها با فروش آن مكان، به محله بنيكعب انتقال يافتند.
[۲۵]پيامبر(ص) در غزوه ذات العشيره به سال
دوم ق. ابوسلمه را در مدينه جانشين خود كرد.
[۲۶] برخي از جانشيني وي در غزوههاي بنيقينقاع و سويق به سال دوم ق. نيز ياد كردهاند.
[۲۷] او در جنگ بدر به سال دوم ق.
[۲۸] و اُحُد به سال سوم ق. شركت داشت و در اين نبرد از ناحيه بازو مجروح شد و در غزوه حمراء الاسد
[۲۹] كه پس از احد براي تعقيب قريش صورت گرفت، با همان جراحت حضور يافت.
[۳۰] در جريان تقسيم غنايم غزوه بنينضير به سال چهارم ق. پيامبر(ص) بُوَيله، جايي در زمينهاي بنينضير، را به ابوسلمه و زبير بن عوّام اقطاع* داد.
[۳۱]ابوسلمه در اواخر سال سوم ق. به فرماندهي
[۳۲] گروهي ۱۵۰ نفري به سوي قَطَن، آبگاه
[۳۳] يا كوهي در كرانه وادي الرّمه از آنِ بنياسد به فاصله ۳۳۰ كيلومتر از مدينه،
[۳۴] فرستاده شد.
[۳۵] اين نبرد به «سريه ابوسلمه» شهرت يافت.
[۳۶] در بازگشت از اين سريه، زخم بازوي او باز شد و پس از يك ماه مداوا، او در روزهاي پاياني ماه جمادي الاخري
[۳۷] سال چهارم ق. در مدينه
[۳۸] به شهادت رسيد و در محله بنيامية بن زيد از تيرههاي خزرج غسل يافت
[۳۹] و در مدينه به خاك سپرده شد.
[۴۰] گزارشي درگذشت او را در سال سوم ق.
[۴۱] يا پس از بدر به سال دوم ق. دانسته
[۴۲] كه با توجه به شهرت نقش او در سريه قطن و برخي رويدادهاي ديگر، پذيرش آن دشوار است.
ابوسلمه اين افتخار را داشت كه هنگام احتضارش پيامبر گرامي(ص) بر بالينش حضور يافت.
[۴۳] وي در اين لحظات دعا كرد كه او جانشين خوبي در خانوادهاش داشته باشد. دعاي او بدين سان اجابت يافت كه پس از مدتي ام سلمه با پيامبر خدا(ص) ازدواج كرد.
[۴۴] رسول خدا(ص) پس از رحلت او نُه تكبير گفت و فرمود: اگر بر ابوسلمه ۱۰۰۰ تكبير هم گفته شود، شايسته آن است.
[۴۵] پيامبر بخشش گناهان، والايي جايگاه، بقاي نسل، و وسعت و نورانيت قبر را براي وي از خدا طلبيد.
[۴۶]برخي مفسران ذيل آياتي از ابوسلمه ياد كردهاند و مراد از آيه {
فَأَمَّا مَن أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ...} (حاقّه/۶۹، ۱۹)
[۴۷] ، {
... أَم مَّن يَأْتِي ءامِنًا يَومَ القِيَامَةِ} (فصّلت /۴۱ ،۴۰)
[۴۸] و {
وَ الَّذِينَ آتَيناهُمُ الكِتابَ} (انعام/۶ ،۱۱۴) را ابوسلمه و بعضي ديگر از صحابه دانستهاند.
[۴۹] در آيه {
مَنِ اهتَدى فَإِنَّما يَهتَدِي لِنَفسِهِ وَ مَن ضَلَّ فَإِنَّما يضِلُّ عَلَيها} (اسراء/۱۷، ۱۵)، مراد از هدايت شده، أبوسلمه و مراد از گمراه شده، وليد بن مغيره مخزومي است.
[۵۰] در آيه ۵۴ انعام/۶: {
فَقُل سَلامٌ عَلَيكُم...} از افرادي ياد شده كه ابوسلمه نيز از آنان شمرده شده است. بر پايه گزارشي، پيامبر(ص) پس از نزول اين آيه هرگاه ايشان را ميديد، در سلام بر ايشان سبقت ميجست.
[۵۱] نيز نزول آيه {
وَاضرِب لَهُم مَثَلًا رَجُلَين...} (كهف/۱۸، ۳۲-۳۴) را در شأن ابوسلمه مؤمن و برادر كافرش ياد كردهاند.
[۵۲] همچنين گفتهاند كه آيه۴۰ نباء/۷۸: {
يَومَ يَنظُرُ المَرء ما قَدَّمَت يَداهُ} در مورد أبوسلمه و {
يَقُولُ الكافِرُ يا لَيتَنِي كُنتُ تُراباً} درباره برادرش أسود است.
[۵۳]وي راوي حديث رسول خدا(ص) بود. از احاديث اوست: كسي كه هنگام رسيدن مصيبت، كلمه استرجاع را بر زبان آورد، خداوند جايگزيني شايسته براي او در دنيا قرار ميدهد.
[۵۴] وي در جريان معجزه شق القمر* از گواهان پيامبر بود.
[۵۵] تبار ابوسلمه: از ابوسلمه چهار فرزند به نامهاي سلمه
[۵۶]، عمر
[۵۷]، زينب (برّه)
[۵۸] و دُرّه
[۵۹] بر جاي ماندند كه پس از شهادت ابوسلمه تحت حمايت پيامبر قرار گرفتند. سلمة بزرگتر از عمر بود
[۶۰] و در حبشه تولد يافت.
[۶۱] پيامبر(ص) امامه دختر حمزه را به عقد او در آورد.
[۶۲] اما وي پيش از زفاف درگذشت و كسي از نسل او نماند.
[۶۳] عمر/ عمرو، ديگر فرزند ابوسلمه، در سال دوم ق. زاده شد.
[۶۴] وي از راويان حديث پيامبر گرامي(ص) بود.
[۶۵] از روايات او حديث كساء
[۶۶]، غدير خم
[۶۷] و ائمه اثناعشر است.
[۶۸] او در جنگ جمل حضور داشت.
[۶۹] سپس از سوي اميرمؤمنان۷ به ولايت بحرين
[۷۰] و در گزارشي فارس
[۷۱] منصوب شد. پيش از نبرد صفين، امام علي(ع)در نامهاي وي را به شركت در صفين فراخواند و او را به عنوان كسي كه پشتش به وي گرم است، ستود و ضمن اظهار رضايت از او، حكمراني بحرين را به ديگري سپرد.
[۷۲] او از گواهان صلح امام حسن(ع) با معاويه بود.
[۷۳] وي به سال۸۳ق. در مدينه درگذشت و در بقيع به خاك سپرده شد.
[۷۴] نسل ابوسلمه از طريق او ادامه يافت.
[۷۵] زينب دختر ابوسلمه در حبشه زاده شد.
[۷۶] بر پايه گزارشي، پيامبر(ص) وي را زينب ناميد.
[۷۷] دو تن از پسران او در واقعه حرّه به سال ۶۴ق. كشته شدند.
[۷۸] زينب راوي حديث پيامبر(ص) از طريق برخي از همسران ايشان
[۷۹] بود. از او با تعبير فقيهترين زنان روزگار خود ياد شده است.
[۸۰] وي به سال ۷۴ق. درگذشت
[۸۱] و در بقيع به خاك سپرده شد.
[۸۲] دختر ديگر ابوسلمه، دره نام داشت كه در منابع، گزارشي از او در دست نيست.
[۸۳] منابع
الاستيعاب: ابن عبدالبر (م,۴۶۳ق.)، به كوشش البجاوي، بيروت، دار الجيل، ۱۴۱۲ق؛ اسد الغابه: ابن اثير علي بن محمد الجزري (م.۶۳۰ق.)، بيروت، دار الفكر، ۱۴۰۹ق؛ الاصابه: ابن حجر العسقلاني (م.۸۵۲ق.)، به كوشش علي محمد و ديگران، بيروت، دار الكتب العلميه، ۱۴۱۵ق؛ امتاع الاسماع: المقريزي (م.۸۴۵ق.)، به كوشش محمد عبدالحميد، بيروت، دار الكتب العلميه، ۱۴۲۰ق؛ انساب الاشراف: البلاذري (م.۲۷۹ق.)، به كوشش زكار، بيروت، دار الفكر، ۱۴۱۷ق؛ بحرالعلوم: السمرقندي (م.۳۷۵ق.)، به كوشش عمر بن غرامه، بيروت، دار الفكر، ۱۴۱۶ق؛ البداية و النهايه: ابن كثير (م.۷۷۴ق.)، بيروت، مكتبة المعارف؛ بهجة المحافل و بغية الاماثل: يحيي بن ابيبكر العامري (م.۸۹۳ق.)، بيروت، دار صادر؛ تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير: الذهبي (م.۷۴۸ق.)، به كوشش عمر عبدالسلام، بيروت، دار الكتاب العربي، ۱۴۱۰ق؛ تاريخ طبري (تاريخ الامم و الملوك): الطبري (م.۳۱۰ق.)، به كوشش محمد ابوالفضل، بيروت، دار احياء التراث العربي؛ تاريخ اليعقوبي: احمد بن يعقوب (م.۲۹۲ق.)، بيروت، دار صادر، ۱۴۱۵ق؛ تاريخ مدينة دمشق: ابن عساكر (م.۵۷۱ق.)، به كوشش علي شيري، بيروت، دار الفكر، ۱۴۱۵ق؛ تفسير قرطبي (الجامع لاحكام القرآن): القرطبي (م.۶۷۱ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربي، ۱۴۰۵ق؛ الجرح و التعديل: ابن ابيحاتم الرازي (م.۳۲۷ق.)، بيروت، دار الفكر، ۱۳۷۲ق؛ جمهرة انساب العرب: ابن حزم (م.۴۵۶ق.)، به كوشش گروهي از علما، بيروت، دار الكتب العلميه، ۱۴۱۸ق؛ حياة النبي(ص) و سيرته: محمد قوام وشنوهاي، قم، اسوه، ۱۴۲۴ق؛ الخصال: الصدوق (م,۳۸۱ق.)، به كوشش غفاري، قم، نشر اسلامي، ۱۴۱۶ق؛ الدر المنثور: السيوطي (م.۹۱۱ق.)، بيروت، دار المعرفه، ۱۳۶۵ق؛ دلائل النبوه: البيهقي (م.۴۵۸ق.)، به كوشش عبدالمعطي، بيروت، دار الكتب العلميه، ۱۴۰۵ق؛ ذخائر العقبي: احمد بن عبدالله الطبري (م.۶۹۴ق.)، بيروت، دار المعرفه، ۱۹۷۴م؛ روح المعاني: الآلوسي (م.۱۲۷۰ق.)، به كوشش علي عبدالباري، بيروت، ۱۴۱۵ق؛ روض الجنان: ابوالفتوح رازي (م.۵۵۴ق.)، به كوشش ياحقي و ناصح، مشهد، آستان قدس رضوي، ۱۳۷۵ش؛ سبل الهدي: محمد بن يوسف الصالحي (م.۹۴۲ق.)، به كوشش عادل احمد و علي محمد، بيروت، دار الكتب العلميه، ۱۴۱۴ق؛ السنن الكبري: البيهقي (م.۴۵۸ق.)، بيروت، دار الفكر؛ السيرة النبويه: ابن هشام (م.۸-۲۱۳ق.)، به كوشش السقاء و ديگران، بيروت، المكتبة العلميه؛ صحيح مسلم: مسلم (م.۲۶۱ق.)، بيروت، دار الفكر؛ الطبقات الكبري: ابن سعد (م.۲۳۰ق.)، به كوشش محمد عبدالقادر، بيروت، دار الكتب العلميه، ۱۴۱۸ق؛ فتح الباري: ابن حجر العسقلاني (م.۸۵۲ق.)، بيروت، دار المعرفه؛ فتح القدير: الشوكاني (م.۱۲۵۰ق.)، بيروت، دار ابن كثير، ۱۴۱۴ق؛ فتوح البلدان: البلاذري (م.۲۷۹ق.)، بيروت، دار الهلال، ۱۹۸۸م؛ كشف الاسرار: ميبدي (م.۵۲۰ق.)، به كوشش حكمت، تهران، امير كبير، ۱۳۶۱ش؛ المحبّر: ابن حبيب (م.۲۴۵ق.)، به كوشش ايلزه ليختن شتيتر، بيروت، دار الآفاق الجديده؛ المحرر الوجيز: ابن عطية الاندلسي (م.۵۴۶ق.)، به كوشش عبدالسلام، لبنان، دار الكتب العلميه، ۱۴۱۳ق؛ مسند احمد: احمد بن حنبل (م.۲۴۱ق.)، بيروت، دار صادر؛ المعالم الاثيره: محمد محمد حسن شراب، بيروت، دار القلم، ۱۴۱۱ق؛ معجم البلدان: ياقوت الحموي (م.۶۲۶ق.)، بيروت، دار صادر، ۱۹۹۵م؛ معجم الصحابه: عبدالباقي بن قانع (م.۳۵۱ق.)، به كوشش صلاح بن سالم، مكتبة الغرباء الاثريه، ۱۴۱۸ق؛ معرفة الصحابه: ابونعيم الاصفهاني (م.۴۳۰ق.)، به كوشش العزازي، رياض، دار الوطن، ۱۴۱۹ق؛ المغازي: الواقدي (م.۲۰۷ق.)، به كوشش مارسدن جونس، بيروت، اعلمي، ۱۴۰۹ق؛ مناقب آل ابيطالب: ابن شهر آشوب (م.۵۸۸ق.)، به كوشش گروهي از اساتيد، نجف، المكتبة الحيدريه، ۱۳۷۶ق.
سيد خليل جوادي
[۱]. الطبقات، ج۳، ص۱۸۰؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۳۶؛ الاستيعاب، ج۴، ص۱۶۸۲.
[۲]. السيرة النبويه، ج۱، ص۳۶۹؛ الطبقات، ج۳، ص۱۸۰؛ معجم الصحابه، ج۲، ص۶۷.
[۳]. السيرة النبويه، ج۱، ص۳۲۶؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۳۶؛ اسد الغابه، ج۵، ص۱۵۲.
[۴]. الطبقات، ج۳، ص۱۸۱؛ الانساب الاشراف، ج۱۰، ص۲۵۴؛ تاريخ طبري، ج۲، ص۲۱۳.
[۵]. السيرة النبويه، ج۲، ص۹۶؛ معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۶۹۴.
[۷]. الطبقات، ج۳، ص۱۸۱؛ الاصابه، ج۳، ص۴۷۵.
[۸]. الاستيعاب، ج۳، ص۹۴۰؛ اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۱.
[۹]. اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۱.
[۱۰]. انساب الاشراف، ج۲، ص۶۲؛ بهجة المحافل، ج۱، ص۹۵.
[۱۱]. السيرة النبويه، ج۱، ص۳۲۲؛ الطبقات، ج۳، ص۱۸۱؛ تاريخ الاسلام، ج۱، ص۳۱۲.
[۱۲]. السيرة النبويه، ج۱، ص۳۶۷.
[۱۳]. السيرة النبويه، ج۲، ص۳۶۷؛ البداية و النهايه، ج۳، ص۹۳.
[۱۴]. السيرة النبويه، ج۱، ص۳۷۱؛ تاريخ دمشق، ج۷۶، ص۱۶۹؛ اسد الغابه, ج۳, ص۱۹۱.
[۱۵]. الطبقات، ج۳، ص۱۸۱؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۳۶؛ سبل الهدي، ج۱۱، ص۱۸۷.
[۱۶]. الطبقات، ج۱، ص۱۷۵؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۳۶.
[۱۷]. تاريخ طبري، ج۲، ص۳۶۹؛ تاريخ الاسلام، ج۱، ص۳۱۲؛ فتح الباري، ج۷، ص۲۰۴.
[۱۸]. معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۶۹۴؛ الاصابه، ج۳، ص۴۷۵.
[۱۹]. اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۱.
[۲۰]. السيرة النبويه، ج۱، ص۴۶۹؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۳۰۴؛ تاريخ الاسلام، ج۱، ص۳۱۲.
[۲۱]. السيرة النبويه، ج۱، ص۴۶۹.
[۲۲]. الطبقات، ج۳، ص۱۸۱؛ البداية و النهايه، ج۳، ص۱۷۱.
[۲۳]. الطبقات، ج۳، ص۱۸۱؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۸.
[۲۶]. انساب الاشراف، ج۱، ص۳۴۱؛ تاريخ طبري، ج۲، ص۴۰۸؛ الاستيعاب، ج۳، ص۹۴۰.
[۲۷]. امتاع الاسماع، ج۹، ص۲۲۷.
[۲۸]. المغازي، ج۱، ص۱۵۵؛ تاريخ الاسلام، ج۲، ص۱۲۴.
[۲۹]. المغازي، ج۱، ص۳۴۰-۳۴۱؛ دلائل النبوه، ج۳، ص۳۲۰.
[۳۱]. المغازي، ج۱، ص۳۸۰؛ الطبقات، ج۲، ص۴۵.
[۳۳]. المغازي، ج۱، ص۳۴۲؛ معجم البلدان، ج۴، ص۳۷۴.
[۳۴]. معجم البلدان، ج۴، ص۳۷۴؛ المعالم الاثيره، ص۲۲۷.
[۳۵]. المغازي، ج۱، ص۳۴۱؛ دلائل النبوه، ج۳، ص۳۲۰.
[۳۶]. دلائل النبوه، ج۳، ص۳۱۹-۳۲۰.
[۳۷]. معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۶۹۵؛ ذخائر العقبي، ص۲۵۳.
[۳۸]. اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۲.
[۴۱]. الاستيعاب، ج۳، ص۹۴۰؛ اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۲.
[۴۲]. اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۲؛ الاصابه، ج۴، ص۱۳۱.
[۴۳]. اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۱-۱۹۲.
[۴۴]. الاستيعاب، ج۳، ص۹۴۰؛ اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۱-۱۹۲.
[۴۵]. تاريخ طبري، ج۳، ص۱۶۴؛ حياة النبي، ج۳، ص۲۳۱.
[۴۶]. مسند احمد، ج۶، ص۲۹۷؛ صحيح مسلم، ج۳، ص۳۸؛ اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۲.
[۴۷]. تفسير سمرقندي، ج۳، ص۴۹۱؛ معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۶۹۶؛ اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۱.
[۴۸]. فتح القدير، ج۴، ص۵۹۴-۵۹۵.
[۴۹]. كشف الاسرار، ج۳، ص۴۶۴.
[۵۰]. المحرر الوجيز، ج۳، ص۴۴۳.
[۵۱]. كشف الاسرار، ج۳، ص۳۶۵؛ روض الجنان، ج۷، ص۳۰۴.
[۵۲]. تفسير سمرقندي، ج۲، ص۳۴۶؛ تفسير قرطبي، ج۱۱، ص۳۹۸.
[۵۳]. تفسير قرطبي، ج۲۰، ص۱۸۸-۱۸۹.
[۵۴]. المحبّر، ص۸۴؛ الجرح و التعديل، ج۵، ص۱۰۷؛ معرفة الصحابه، ج۲، ص۱۶۹۵.
[۵۵]. الدر المنثور، ج۶، ص۱۳۳؛ روح المعاني، ج۱۴، ص۷۴.
[۵۶]. الطبقات، ج۳، ص۱۸۱؛ الاستيعاب، ج۲، ص۶۴۱.
[۵۷]. معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۶۹۴؛ اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۱.
[۵۸]. السيرة النبويه، ج۱، ص۳۲۶؛ الطبقات، ج۳، ص۱۸۱؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۳۶.
[۵۹]. الطبقات، ج۳، ص۱۸۱؛ تاريخ طبري، ج۳، ص۱۶۴.
[۶۰]. تاريخ طبري، ج۱۱، ص۵۶۰؛ الاستيعاب، ج۲، ص۶۴۱.
[۶۱]. السنن الكبري، ج۷، ص۷۱.
[۶۲]. تاريخ طبري، ج۳، ص۱۶۴؛ تاريخ دمشق، ج۱۹، ص۳۶۱؛ امتاع الاسماع، ج۶، ص۲۹۸.
[۶۳]. الطبقات، ج۳، ص۸؛ المحبّر، ص۶۴؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۷.
[۶۴]. امتاع الاسماع، ج۶، ص۲۹۸؛ الاصابه، ج۴، ص۴۸۷.
[۶۵]. المحبّر، ص۲۹۳؛ تاريخ طبري، ج۱۱، ص۵۶۰؛ الاصابه، ج۴، ص۴۸۷.
[۶۶]. اسد الغابه، ج۱، ص۴۹۰؛ امتاع الاسماع، ج۵، ص۳۸۳؛ سبل الهدي، ج۱۱، ص۴۴۴.
[۶۹]. المحبّر، ص۲۹۳؛ الطبقات، خامسه۲، ص۱۶۸؛ تاريخ طبري، ج۱۱، ص۵۶۰.
[۷۰]. جمهرة انساب العرب، ص۱۴۴؛ اسد الغابه، ج۳، ص۶۸۰.
[۷۱]. الطبقات، خامسه۲، ص۱۶۸؛ المحبّر، ص۲۹۳؛ تاريخ طبري، ج۱۱، ص۵۶۰.
[۷۲]. تاريخ يعقوبي، ج۲، ص۲۰۱؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۳۸۶.
[۷۴]. الطبقات، خامسه۲، ص۱۶۸؛ تاريخ الاسلام، ج۶، ص۱۶۰.
[۷۵]. الطبقات، خامسه۲، ص۱۶۶؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۴۴.
[۷۶]. السيرة النبويه، ج۱، ص۳۲۶؛ الطبقات، ج۳، ص۱۸۱؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۳۶.
[۷۷]. الاستيعاب، ج۴، ص۱۸۵۵؛ امتاع الاسماع، ج۶، ص۳۰۰.
[۷۸]. الاستيعاب، ج۴، ص۱۸۵۵؛ اسد الغابه، ج۶، ص۱۳۲؛ امتاع الاسماع، ج۶، ص۳۰۰.
[۷۹]. تاريخ الاسلام، ج۵، ص۴۰۶؛ الاصابه، ج۸، ص۱۵۹.
[۸۰]. الاستيعاب، ج۴، ص۱۸۵۵؛ اسد الغابه، ج۶، ص۱۳۲.
[۸۱]. تاريخ الاسلام، ج۵، ص۴۰۶.
[۸۲]. الطبقات، ج۸، ص۳۳۷.
[۸۳]. جمهرة انساب العرب، ص۱۴۴.